ازاینکه پایگاه خبری - تحلیلی- آموزشی سایت اقتصادی ایران را جهت بازدید خود انتخاب نموده اید سپاسگزاری می نمایم. ضمنا"، این سایت،به نشانیهای : http://eghtesadi1.ir ، http://eghtesadiiran.ir ونیز http://eghtesadiiran.com قابل مشاهده می باشد. مدیرومسئول سایت اقتصادی ایران: محمدرضا عادلی مسبب کودهی
About

فقر چه اندازه عادت غذایی مردم را تغییر می‌دهد؟

0

در دنیای امروز میزان آگاهی نسبت به اهمیت مراقبت‌های بهداشتی و تغذیه در جوامع روز به روز در حال افزایش است. در این میان شرایط فیزیکی، اقتصادی و اجتماعی مکانی که مردم در آن زندگی می‌کنند، یاد می‌گیرند، کار و بازی می‌کنند نیز بر سلامت افراد تاثیر گذار خواهد بود. فقر و یکی از عواقب آن که نا‌امنی غذایی است دو عامل اجتماعی تاثیر‌گذار بر سلامت افراد و جامعه هستند که به دلیل تاثیر‌گذاری مستقیم بر سلامت نیروی کار می‌توانند هزینه‌های هنگفتی به اقتصاد یک کشور تحمیل کنند. حفظ سلامت فردی، مصرف رژیم غذایی مغذی و کنترل بیماری‌های مزمن یا ترکیبی از این سه مورد می‌تواند به عنوان چالشی برای افرادی که به دلایل مختلف نظیر منابع مالی محدود و استرس با فقر یا ناامنی غذایی در‌‌گیرند، تلقی شود. علاوه بر این، افرادی که با فقر و ناامنی غذایی سروکار دارند معمولا دشواری‌های دیگری نظیر نا‌امنی انرژی و بی‌ثباتی در سر‌پناه را تجربه می‌کنند که اثری مضاعف بر تغذیه و سلامت آنها دارد.

فقر، سلامت و رفاه

در سال ۲۰۱۶، نزدیک ۴۰٫۶ میلیون نفر آدم از مردم آمریکا (حدود ۱۲٫۷ درصد از جمعیت این کشور) در فقر زندگی می‌کردند که از این میان ۱۳٫۲ میلیون نفر کودک (۱۸ درصد کل کودکان) بودند. همچنین بر اساس آمار به دست آمده، نزدیک دوسوم از کل مردم آمریکا دست کم یک‌سال از زندگی خود را (بین ۲۵ تا ۶۰ سالگی) با فقر نسبی در گیر بوده‌اند. موضوعی که نشان می‌دهد فقر نسبی شرایطی اقتصادی است که اکثریت مردم آمریکا و جهان را تحت تاثیر قرار خواهد داد (فقر نسبی به شرایطی اطلاق می‌شود که در آن فرد درآمدی کمتر از ۲۰ درصد توزیع درآمدی، داشته باشد).

تحقیقات متعدد نشان می‌دهد مردمی که در فقر یا نزدیکی فقر زندگی می‌کنند در مقایسه با افرادی که از نظر درآمدی در سطوح بهتری قرار دارند با وضعیت بهداشت و سلامت اسفبار‌تری مواجه بوده و دسترسی کمتری به مراکز بهداشتی دارند. علاوه بر این، همسایگی با افرادی فقیر یا کم درآمد (زندگی در محله‌های فقیر‌نشین) در مقایسه با همسایگی با افراد پر‌در‌آمد اغلب منجر به دسترسی کمتر به منابع ترویج‌دهنده سلامت (میا‌دین میوه و تره‌بار با امکانات کامل، پارک‌ها و تجهیزات تفریحی مناسب و محیط‌هایی با فرهنگ فعالیت فیزیکی) شده و تهدید‌های زیست محیطی بیشتری (نظیر کیفیت آب و هوای پایین و شرایط سکونت ضعیف) سلامت افراد را به خطر می‌اندازد.

در دوران کودکی، فرزندان افراد کم درآمد با احتمال بیشتری ناامنی غذایی، چاقی، قرار گرفتن در معرض مواد مخدر، قرار گرفتن در معرض سرب ناشی از آلودگی هوا، بهداشت دهان و دندان پایین، رشد ضعیف‌تر (وزن بدو تولد پایین و کوتاه‌قدی)، آسم، ناتوانی در یادگیری، تحصیلات آکادمیک پایین‌تر، مشکلات رفتاری و احساسی، آسیب‌های نا‌خواسته و عدم تحرک فیزیکی را تجربه می‌کنند. نوجوانان در محیط‌های فقیر نشین نیز بیشتر با موضوعات آسیب آفرینی چون استعمال مواد مخدر در‌گیر خواهند بود.

فقر در کودکی و نابرابری‌های اقتصادی_اجتماعی پیامد‌های سلامت متعددی در ‌بر ‌خواهد داشت که در دوران بلوغ خود را بروز خواهد داد. برای مثال وضعیت اجتماعی_اقتصادی نامناسب کودک منجر به بیماری‌های مزمن، سلامت روانی ضعیف و رفتار‌های بهداشتی نامطلوب در بزرگسالی خواهد شد. فقر در کودکی همچنین عواقب اقتصادی بلند‌مدتی نظیر هزینه‌های سنگین مراقبت‌های بهداشتی، دستاورد تحصیلی پایین، افت بهره‌وری و درآمد پایین‌تر و همچنین افزایش ریسک فقیر شدن در آینده را به فرد در بزرگسالی تحمیل خواهد کرد.

از سوی دیگر افراد با‌لغی که در فقر زندگی می‌کنند نیز در خطر بیماری‌های متعددی نظیر دیابت، حمله‌های قلبی، چاقی (به ویژه در میان زنان)، افسردگی، ناتوانی، بهداشت دهان ضعیف و مرگ و میر زود‌رس قرار دارند. این افراد همچنین نرخ کم تحرکی، دریافت مواد مغذی ناکافی و استعمال دخانیات بالاتری را نسبت به افرادی پر‌‌در‌آمد تجربه می‌کنند. علاوه بر این، خانواده‌های فقیر با سطح استرس بالاتری مواجهند که بر آینده فرزندان آنها تاثیر‌گذار بوده و می‌تواند عواقب جبران‌ناپذیری بر سلامت آنها بر جای بگذارد.

فقر، امید به زندگی و کیفیت زندگی را کا‌هش می‌دهد. یک پژوهش نشان می‌دهد که امید به زندگی در بدو تولد در کشور‌هایی با رتبه‌های خوب در رتبه‌بندی‌های اقتصادی_اجتماعی در مقایسه با کشور‌های انتهایی این رتبه‌بندی‌ها ۴٫۵ سال بیشتر است. برآوردی دیگر تاکید می‌کند زندگی ۲۰۰ درصد پایین‌تر از خط فقر ملی می‌تواند منجر به کاهش ۸٫۲ سالی امید به زندگی در سن ۱۸ سالگی شود. پژوهش‌ها همچنین نشان می‌دهد این نابرابری‌ها با گذشت زمان افزایش یافته و امید به زندگی در کشور‌های پر‌در‌آمد با سرعت بسیار بیشتری نسبت به گروه‌های کم درآمد در حال افزایش است.

ناامنی غذایی، بهداشت و رفاه

در سال ۲۰۱۶، نزدیک به ۲۸٫۳ میلیون فرد بالغ آمریکایی (۱۱٫۵ درصد از کل بزرگسالان) و ۱۲٫۹ میلیون کودک (۱۷٫۵ درصد کل کودکان) در خانواده‌هایی با ناامنی غذایی زندگی می‌کردند. ناامنی غذایی یا امنیت غذایی بسیار پایین، موجب مشکلات سلامتی و رفتاری شایع و پرهزینه‌ای در ایالات متحده شده است. در حالی که نا‌امنی غذایی ا‌ثر‌اتی مستقیم و غیر‌مستقیم بر سلامت جسمی و روحی افراد در تمامی گروه‌های سنی دارد، این مشکل می‌تواند عاملی تاثیر‌گذار بر سلامت، رشد و رفاه کودکان در کوتاه‌مدت و بلند‌مدت تلقی شود.

به دلیل منابع مالی محدود، افرادی که با ناامنی غذایی مواجهند ممکن است برای استفاده بلند‌مدت‌تر از بودجه ناچیز خود دست به اقداماتی بزنند که سلامتی آنها را به خطر بیندازد:

∎ مراجعه کمتر به پزشک برای کاهش هزینه‌ها، خرید داروهای ارزان‌تر و استفاده نکردن از مراقبت‌های بهداشتی مناسب

∎ به تعویق انداختن مراقبت‌های بهداشتی مورد نیاز

∎ چشم‌پوشی از مصرف مواد غذایی مورد نیاز برای رژیم‌های پزشکی مخصوص (برای مثال رژیم دیا‌بتیک)

∎ به کارگیری رژیم‌های کم‌هزینه که از نظر انرژی متراکم ولی از نظر مواد مغذی ضعیف هستند.

∎ رقیق‌سازی یا تغییر فرمولاسیون مواد مغذی نوزاد و کودک

∎ برقراری تبادل کالا به کالا در میان غذا و نیاز‌های اولیه نظیر مسکن، حمل و نقل و آب و برق و گاز

ناامنی غذایی در کنار این استراتژی‌ها می‌تواند موجب تشدید بیماری‌های موجود شود. برخی از این شرایط تشدید شده شا‌مل کنترل ضعیف شاخص گلوکز برای افراد دیابتی، مرحله نهایی بیماری کلیوی در بیماران دیالیزی یا دارای مشکلات مزمن کلیوی و مقدار پایین CD4 (پروتئین موجود در سطح سلول‌های ایمنی نظیر مونوسیت‌ها و ماکروفاژ‌ها) شود. ناامنی غذایی همچنین می‌تواند سلامت فرد را به چالش کشیده و هزینه‌های سنگینی را بر خانواده‌های دارای فرزند بیمار تحمیل کند. برای مثال، کودکانی که به بیماری صرع مبتلا هستند و در خانواده‌هایی با امنیت غذایی پایین زندگی می‌کنند اثرات جانبی شدید‌تری را در مسائل مربوط به کیفیت زندگی در مقایسه با خانواده‌هایی با امنیت غذایی تجربه خواهند کرد. از این‌رو، جای تعجب نیست که نتیجه تحقیقات نشان بدهد، خانواده‌هایی با ناامنی غذایی سالانه هزینه‌های بهداشت و سلامت بیشتری را متحمل شوند. پیامد‌های ناامنی غذایی در هزینه‌های مربوط به مراقبت‌های بهداشتی بسیار سرسام‌آور است. در سال ۲۰۱۶، هزینه‌های مستقیم و غیر‌مستقیم ناشی از ناامنی غذایی و گرسنگی در آمریکا در حدود ۱۶۰ میلیارد دلار برآورد شده است.

علاوه بر این، محققان با استفاده از آمار سال‍‌های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۳ دریا‌فتند، افرادی که ناامنی غذایی را تجربه کرده‌اند در مقایسه با خانواده‌هایی با امنیت غذایی سالانه ۱۸۶۳ دلار بیشتر صرف هزینه‌های درمانی کرده‌اند. این رقم یعنی ناامنی غذایی سالانه چیزی معادل ۷۷٫۵ میلیارد دلار هزینه اضافی را از طریق مراقبت‌های بهداشتی بر آمریکا تحمیل می‌کند.

تغذیه نامناسب، سلامت و رفاه

تغذیه نامناسب می‌تواند کمبود مواد مغذی را تشدید کرده و منجر به تشدید بیماری‌ها در تمامی گروه‌های درآمدی شود. بر اساس گزارش مرکز تحقیقات و اقدامات غذایی (FRAC)، تقریبا هیچ کدام از گروه‌های درآمدی آمریکا نتوانسته‌اند طبق دستور‌العمل رژیم غذایی فدرال عمل کنند (مصرف بسیار کم میوه، سبزیجات، غلات و لبنیات کم چرب و مصرف بسیار زیاد مواد قندی افزودنی، سدیم و چربی‌های جامد). به طور کلی ضعف در دریافت مواد مغذی و رعایت نکردن رژیم غذایی متنوع و مناسب، منجر به بیماری‌های مزمنی چون دیابت نوع دوم، برخی سرطان‌ها، پوکی استخوان و نارسایی‌های قلبی و عروقی می‌شود. علاوه بر این، دریافت ناکافی مواد مغذی در حین بارداری می‌تواند خطر کم‌خونی، کم‌وزنی نوزاد، تولد نارس و نقص هنگام تولد را افزایش دهد. دریافت مواد مغذی ضعیف همچنین می‌تواند موجب چاقی شود. چاقی منشا بسیاری از مشکلات حاد فیزیولوژیک، روانی و اجتماعی برای کودکان و بزرگسالان نظیر فشار خون بالا، بیماری‌های قلبی، دیا‌بت، مشکلات مربوط به حاملگی، کاهش امید به زندگی، آسم، افسردگی و خجالت‌زده بودن به حساب می‌آید.

ناامنی غذایی و درآمد پایین می‌تواند مردم را نسبت به کمبود مواد مغذی و همچنین چاقی آسیب‌پذیر کند. کمبود دسترسی به غذا‌های سالم و مقرون به صرفه، استفاده چند باره از غذا‌ها و فاسد شدن آنها، فشار‌های روانی و استرس بسیار بالا، افسردگی، فرصت کمتر برای فعالیت‌های ورزشی، بیشتر در معرض محصولات مروج چاقی قرار گرفتن و دسترسی محدود به مراقبت‌های بهداشتی از دیگر عوارض فقر و ناامنی غذایی به شمار می‌رود. علاوه بر این چالش‌های منحصر به فرد، افراد فقیر و کم درآمد در معرض تغییرات فرهنگی چالش برانگیزی چون سبک‌های زندگی غیر‌متحرک‌تر هستند.

رابطه میان فقر و چاقی

بسیاری از مردم گمان می‌کنند از آنجا که افراد ثروتمند به دلیل نداشتن مشکلات مالی، دستر‌سی بیشتری به مواد غذایی دارند، بنابراین چاقی شیوع بیشتری در این گروه دارد. اما تحقیقات نشان می‌دهد نرخ چاقی در کشور‌های توسعه یافته با تحصیلات و میزان درآمد رابطه‌ای عکس دارد. برخی پژوهشگران تاکید می‌کنند منحنی‌های چاقی برای همه‌ی گروه‌های درآمد‌ی یکسان است و نرخ چاقی هم برای مردان و هم زنان در تمامی گروه‌های سنی و نژادی در تمامی سطوح درآمدی و تحصیلی به طور یکنواخت افزایش می‌یابد. از سوی دیگر، برخی دیگر معتقدند نمودار‌های چاقی دارای وا‌گرایی بوده و شکافی رو به رشد در نرخ چاقی میان کودکان در حال ایجاد است. در حالی که نرخ چاقی میان کودکانی با وضعیت اجتماعی اقتصادی بالا در سال‌های ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۴ روندی نزولی داشته ولی کودکانی با وضعیت اجتماعی اقتصادی ضعیف در این مدت بر وز‌نشان افزوده شده است.

اندازه‌گیری متغیر‌های اجتماعی در سلامت و وزن بدن، چالش‌های بسیاری را نمایان می‌سازد. با وجود این تحصیلات دانشگاهی و درآمد فعلی دو سنجه‌ای هستند که شرایط اجتماعی_اقتصادی را به بحث تغذیه مرتبط می‌سازد. برخی پژوهشگران معتقدند این دو سنجه برای تشریح تاثیر جایگاه اجتماعی در وزن بدن در بلند مدت ناکافی است. برخی دیگر در تلاش‌اند تا سنجه‌های موجود را با معیار‌های جدید ناامنی اقتصادی و محرومیت‌های اجتماعی ترکیب کرده و از آن برای نشان دادن تاثیر فقر بر سلامت غذایی استفاده کنند.

ابعاد مختلف تغذیه

تغذیه مناسب برای سلامت انسان حیاتی است. مهم‌ترین و مشهود‌ترین پیامد تغذیه نامناسب، سطح سلامت پایین و پیامد حاد آن مرگ است. این موضوع هم برای سوء‌‌تغذیه و هم برای تغذیه بیش از حد صدق می‌کند. اما تغذیه ضعیف عواقب جبران ناپذیر‌تری برای رشد انسان دارد. کودکانی که با تغذیه ضعیف مواجهند نه تنها از نظر فیزیکی به خوبی رشد نمی‌کنند بلکه از نظر رشد شناختی نیز با مشکلات عدیده‌ای مواجه می‌شوند. عملکرد شناختی ضعیف نیز منجر به دستاورد‌های تحصیلی ضعیف‌تر، بهره‌وری کمتر در محیط کار و در نهایت درآمد ملی پایین‌تر می‌شود. این امکان وجود دارد که هزینه‌های اقتصادی مربوط به تغذیه نا‌‌مناسب و حتی (در برخی از موارد) هزینه‌های جلوگیری از این ضرر را برآورد کرد. کیفیت و کمیت نامناسب مواد غذایی در رژیم غذایی، عاملی کلیدی در تغذیه نامناسب است و عامل مهم بعدی توانایی بدن در جذب و استفاده از مواد مغذی است که به سلامت و بهداشت فردی وابسته است. بر اساس چارچوب تعریف شده از سوی یونیسف، این عوامل تقریبی به نوبه خود به متغیر‌های دیگری نظیر ناامنی غذایی، مراقبت نامناسب، شرایط غیر‌بهداشتی و کمبود دسترسی به خدمات بهداشتی وابسته است.

تغذیه ابعاد متعددی دارد. اهداف توسعه هزاره از کمبود وزن به عنوان یکی از شاخص‌های کلیدی تغذیه نام برده است. اخیرا سازمان بهداشت جهانی نیز شش شاخص تغذیه‌ای را برای سال ۲۰۲۵ معرفی کرده که کوتاه‌قدی، شیر دادن و کم‌خونی، مهم‌ترین آنها هستند.

الگو‌ها و دلایل تغذیه ضعیف

رژیم غذایی نامناسب می‌تواند عواقب بلند مدتی داشته باشد که در این خصوص ۱۰۰ روز اول زندگی هر فرد (دوران بارداری و دو سال اول زندگی) به عنوان دوره حیاتی او از نظر تغذیه به حساب می‌آید. تغذیه ضعیف اغلب با فقر همراه است. با وجود این کشور‌های پر درآمد نیز از مشکلات تغذیه‌ای مستثنی نیستند.

کوتاه‌قدی

زمانی که از موزه‌ها بازدید می‌کنید و لباس‌ها و اثاثیه‌های قرن‌های گذشته را مشاهده می‌کند، شاید شگفت زده شوید که در زمان‌های باستان مردم در کشور‌های پر‌درآمد تا چه حد کوتاه قامت‌تر بودند. به طور مشابه، زمانی که به کشور‌های کم‌در‌آمد به خصوص در آسیا سفر می‌کنید، شاهد تفاوت قد برجسته در میان نسل‌های مختلف در یک کشور خواهید بود. اندازه قد هر فرد به شدت تحت تاثیر تغذیه او در سال‌های اول زندگی‌اش است. نسبت قد به سن کودکان شاخص حساسی است که تغذیه ضعیف را در بلند‌مدت نشان می‌دهد و کودکانی که فاصله زیادی با استاندارد‌های بین‌المللی دارند، ≪‌کوتاه‌قد≫ یا ≪‌بازمانده از ر‌شد≫ نامیده می‌شوند.

کوتاه‌قدی رابطه شدیدی با درآمد دارد. کشور‌هایی که در آنها بیش از ۳۰ درصد کودکان با مشکل رشد قدی مواجهند، اغلب در جنوب صحرای آفریقا، جنوب و جنوب شرق آسیا وا‌قعند. با افزایش درآمد، سطح کوتاه‌قدی به سطح پایین‌تری (۱۰ تا ۳۰ درصد) در اغلب کشور‌های آمریکای لاتین و برخی کشور‌های آسیای مرکزی و شمال آفریقا کاهش پیدا می‌‌کند و در کشور‌های OECD  این نرخ به کمتر از ۱۰ درصد می‌رسد.

کیفیت و کمیت نامناسب رژیم غذایی نیز نقشی مهم در کوتاه‌قدی دارد. کمبود میکر‌ونوترینت‌هایی چون اغلب منجر به کوتاه‌قدی می‌شود. یکی دیگر از دلایلی که رابطه قوی میان کوتاه‌قدی و درآمد را اثبات می‌کند این است که خانوار‌های کم درآمد اغلب قادر به پرداخت پول برای غذاهای گران‌تری چون گوشت، میوه و سبزیجات نیستند، منابع غذایی که مواد مغذی متعددی را در خود جای داده‌اند.

دلیل دومی که کوتاه‌قدی کودکان را به درآمد مرتبط می‌سازد این است که در خانواده‌های کم درآمد،کودکان با احتمال بیشتری با مشکلات سلامتی که توانایی آنها را جذب و استفاده تمامی مواد مغذی محدود می‌کند، مواجه می‌شوند. خانواده‌های فقیر همچنین احتمالا دسترسی کمتری به آب آشامیدنی و سیستم زهکشی فاضلاب داشته و این موضوع به طور مستقیم وضعیت تغذیه آنها را تحت تاثیر قرار می‌دهد. آب آشامیدنی غیر‌امن و نا‌سالم منجر به عفونت‌های مختلفی نظیر اسهال شده که مانع از جذب مواد مغذی مورد نیاز بدن می‌شود. سیستم فاضلاب نامناسب نیز منجر به افزایش هجوم کرم‌ها (worm infestations ) می‌شود. همچنین در مناطقی که آب مورد استفاده برای شست و شو نیز نامناسب است، بیماری‌های متنوعی شیوع پیدا می‌کند. در نهایت، رفتار خانواده‌ها در آماده‌سازی غذا و بهداشت فردی ارتباط مستقیمی با تحصیلات و به خصوص سطح سواد مادران دارد. این در حالی است که میزان تحصیلات نیز به نوبه خود با میزان درآمد در ارتباط است.

شیر دهی مادران

شیر مادران غذایی فوق العاده برای نوزادان بوده و این نوع شیردهی از سوی سازمان بهداشت جهانی برای دست کم شش ماه توصیه شده است. شیر مادر نه تنها شامل تمامی مواد مغذی مورد نیاز نوزاد است بلکه از نظر بهداشتی و ذهنی نیز روی نوزاد تاثیر می‌گذارد. بر اساس توصیه‌های سازمان بهداشت جهانی و یونیسف، شیردهی باید از بدو تولد آغاز شود و تا شش ماه به طور اختصاصی و دست کم تا دو سال همراه با مواد غذایی دیگر ادامه داشته باشد.

برای سنجش نرخ شیردهی مادران راه‌های مختلفی وجود دارد. یک معیار میزان شیر‌دهی نسبی تا شش ماه است که در حدود ۱۰۰ کشور کم درآمد، با درآمد متوسط و پر درآمد مورد استفاده قرار می‌گیرد. برخلاف بسیاری از الگو‌های دیگر تغذیه و درآمدی، این نرخ در کشور‌های کم درآمد جنوب صحرای آفریقا و جنوب و جنوب شرق آسیا بیشترین مقدار است. کشور‌های با درآمد متوسط آمریکای لاتین و آسیای مرکزی و شرقی نرخ‌های متوسطی دارند و پایین‌ترین نرخ مربوط به کشور‌های پر‌درآمد در آمریکای شمالی، غرب اروپا  و روسیه با وجود این، برخی کشور‌های پر‌درآمد نظیر استرالیا، ژاپن و کشور‌های اسکاندیناوی در گروه متوسط قرار گرفته‌اند.

آمار نشان می‌دهد نرخ شیر‌دهی مادران و مدت زمان آن با افزایش درآمد، کاهش پیدا می‌کند و این در حالی است که دولت‌ها در کشور‌های پر‌درآمد و با درآمد متوسط به بالا مداخله به دنبال معکوس کردن این روند هستند. عوامل بسیاری موجب این روند می‌شوند؛ فرآیند شهر‌نشینی و افزایش نرخ کار زنان در خارج از خانه دو عامل کلیدی به شمار می‌روند. از سوی دیگر بازاریابی قوی شرکت‌های تولید کننده شیر‌خشک، موانع موجود بر سرراه شیر‌دهی مادران در مکان‌های عمومی و تربیت ناکافی پرسنل بخش سلامت همگی بر این روند تاثیر‌گذارند. معکوس کردن روند نزولی شیر‌دهی مادران امکان‌پذیر است. عوامل مهمی شامل طول مرخصی زایمان مناسب (سازمان جهانی کار توصیه می‌کند این مدت زمان ۱۸ هفته باشد) و شرایط محیط کار می‌تواند بر افزایش این نرخ تاثیر‌گذار باشد. از سوی دیگر تصویب قوانین داخلی برای کاهش بازاریابی شرکت‌های تولید کننده شیر خشک و مواد غذایی جایگزین شیر مادر می‌تواند موجب کاهش استفاده از این مواد شود.

کم خونی

یکی دیگر از کمبود‌های شایع مواد مغذی، کم‌خونی (آنمی) است که دو میلیارد نفر را در سراسر جهان اسیر خود کرده است. بر اساس برآورد سازمان بهداشت جهانی، نزدیک نیمی از افرادی که دچار کم‌خونی هستند با فقر آهن نیز در‌گیرند. اما نیم دیگر تنها دچار کمبود آهن هستند بدین معنا که بدن آنها آهن کمی در خود ذخیره می‌کند اما سطح هموگلوبین‌های خون آنها به اندازه‌ای پایین نیست که کم‌خونی تلقی شود. میزان کم‌خونی به طور سیستماتیک با سن و جنسیت تغییر می‌کند و در زنان بالغ بالاتر از مردان و کودکان است. زنان باردار و شیرده به طور معمول نیاز بیشتری به هموگلوبین دارند که این موضوع به دلیل افزایش حجم خون آنها در دوران بارداری و مکا‌نیسمی است که به وسیله آن ذخایر آهن برای نوزادان در شش ماه نخست زندگی‌شان ذخیره می‌شود. کودکان همچنین به دلیل نیاز بیشتر سطوح کمبود بالاتری دارند. مروری بر اطلاعات مربوط به نرخ کم‌خونی در کودکان ۶ تا ۵۹ ماه، نشان می‌دهد که در غرب آفریقا و پاکستان بیش از ۶۰ درصد کودکان از این معضل رنج می‌برند. از سوی دیگر، نرخ کم‌خونی در زنان باردار و همچنین زنانی که در سن باروری مجدد قرار دارند نسبتا بالاست.

پژوهش‌ها نشان می‌دهد ک کم‌خونی با میزان درآمد ارتباط دارد. نرخ‌های کم‌خونی بالای ۴۰ درصد تقریبا در تمامی کشور‌های جنوب صحرای آفریقا دیده می‌شود و این در حالتی است که این نرخ در کشور‌های جنوب آسیا و برخی شور‌های جنوب شرق آسیا، آمریکای لاتین و حوزه دریای کار‌ائیب و همچنین کشور‌هایی با درآمد متوسط رو به پایین تقریبا پایین است. هر چقدر سطح درآمد کشور‌ها بیشتر شده و وارد دسته‌بندی درآمد متوسط به بالا شویم، نرخ کم‌خونی متوسط بوده (بین ۲۰ تا ۳۹ درصد) و میزان کم‌خونی در کشور‌های پر‌درآمد بسیار پایین‌تر است. با وجود این، کم‌خونی حتی در کشور‌های پر‌درآمد نیز همچنان به عنوان یک مشکل مهم به حساب می‌آید.

به دو دلیل می‌توان کم‌خونی را با درآمد مرتبط دانست. نخست اینکه، یکی از مهم‌ترین عوامل کم‌خونی، کمبود مواد مغذی یا همان میکرو‌نوترینت‌ها (نظیر آهن، انواع ویتامین ب و ویتامین آ) است. مساله دوم بحث بیماری و سرایت آن است. برای مثال سرایت با مالاریا، کم‌خونی را افزایش می‌دهد. مالاریا به عنوان یک انگل آهن خون را از رگ‌های انسان مصرف می‌کند و پاسخ بدن به این عمل مالاریا، کاهش میزان آهن موجود در هموگلوبین است. آلودگی بدن به کرم قلا‌بدار نیز با کم‌خونی مرتبط است چرا که این انگل موجب می‌شود تا بدن میزبان از طریق دیواره روده‌ها خون از دست بدهد.

نکته دیگری که باید به آن اشاره کرد این است که خانوار‌های فقیر مواد خوار‌کی غنی از آهن کمتر‌ی مصرف می کنند. محصولات حیوانی یک منبع عالی آهن محسوب می شوند. حتی مصرف متوسط محصولات حیوانی می‌تواند جذب آهن از منابع غیر حیوانی را افزایش دهد. جذب آهن همچنین با لحاظ کردن ویتامین ث (برای مثال با مصرف میوه و سبزیجات) در رژیم روزانه تقویت می‌شود.

خانواده‌های فقیر همچنین عمدتا سیستم فاضلاب نامناسبی دارند که این موضوع احتمال عفونت‌های ناشی از کرم‌های قلا‌بدار را افزایش می‌دهد. از سوی دیگر این خانوار‌ها کمتر به شبکه درمان و واکسیناسیون نسبت به مالاریا دسترسی دارند. آمار‌ها نشان می‌دهد مالاریا در کشور‌های جنوب صحرای آفریقا و جنوب و جنوب شرق آسیا بیشتر شایع است و از قضا نرخ کم‌خونی نیز در این مناطق بیشتر از سایر نقاط دنیا‌ست.

پیامد‌های اقتصادی و فیزیولوژیک تغذیه نامناسب

با استناد به دلایل بیولوژیک می‌توان استدلال کرد کودکانی که دچار سوء تغذیه هستند نه تنها از رشد جسمی باز می‌مانند بلکه از کمبود‌های شناختی و ذهنی نیز رنج می‌برند. سوء تغذیه مزمن بر رشد مغز تاثیر گذاشته و منجر به کاهش توجه و حافظه ضعیف می‌شود. این موضوع همچنین به رشد مهارت‌های عضلانی نیز ضربه می‌زند به طوری که منجر به تعامل کمتر این کودکان با محیط و محدود شدن یادگیری آنها می‌شود. کودکان کوتاه‌قد همچنین دیر‌تر از کودکان بلند‌تر از خود وارد مدارس می‌شوند و احتمالا نمرات پایین‌تری در مدارس و تست‌های شناختی و ذهنی کسب خواهند کرد.

مطالعات اقتصادی نشان می‌دهد میزان دستمزد می‌تواند با قد افراد رابطه داشته باشد. در کشور‌های کم درآمد و در مشاغل علمی، هرچه فرد بلند‌تر بوده و از قدرت فیزیکی بیشتری برخوردار باشد، قادر است بیشتر و سخت‌تر کار کند و در نتیجه درآمد بیشتری کسب کند. این رابطه در کشور‌های پر‌درآمد و در مشاغل غیر عملی نیز به دلیل ارتباط با مهارت‌‌های ذهنی صادق است. پژوهشی با استفاده از اثر میانگین قد در کشور‌های کم درآمد و با درآمد متوسط رو به پایین و کشور‌های پر درآمد برآورد کرد، سوء تغذیه موجب افت هشت درصدی GDP جهان در قرن بیستم شده است. که یک چهارم تا یک سوم از این رقم ناشی از عملکرد ضعیف در مدارس و بقیه به دلیل مهارت‌های ذهنی و شناختی پایین بوده است. برآوردی دیگر که بر اساس مطالعه بلند‌مدت در گو‌اتمالا صورت گرفته است نشان می‌دهد کودکانی که به صورت تصادفی تحت کنترل رژیم غذایی منا‌سب در سال‌های ابتدایی زندگی خود قرار گرفته‌اند در بزرگسالی تاثیر چشمگیری را تجربه کرده‌اند. آنهایی که در دوران نوزادی با مشکل قد مواجه بودند در سه سالگی نمره کمتری را در تست‌‌های ذهنی کسب کرده و از سوی دیگر افرادی که رشد عادی داشته‌اند درآمد خانوار آنها ۲۰ درصد و سرانه درآمد آنها ۵۹ درصد بیشتر بوده است. تغذیه مناسب لزوما منجر به تمام این نتایج نمی‌شود اما کوتاه‌قدی می‌تواند موجب محرومیت کودکان شده و تاثیری منفی در زندگی آینده فرد بگذارد.

شیردهی مادران از بیماری‌های عفونی کودکان محافظت می‌کند چرا که آنتی‌بادی‌های مختلفی را به نوزاد اعطا کرده و برخلاف جایگزین‌های شیر مادر، دچار آلودگی نمی‌شود. ریسک مرگ بر اثر عفونت‌های دوران کودکی و نوزادانی که از شیر مادر تغذیه می‌کنند بسیار کمتر گزارش شده است. شیر دادن مادر همچنین برای خود مادر نیز مفید بوده و خطر ابتلای او به سرطان سینه را کاهش می‌دهد. پژوهش‌های اخیر نشان می‌دهد شیر‌دهی نسبی مادران موجب افزایش IQ شده و هر چه میزان شیر‌دهی بیشتر باشد این تاثیر نیز تشدید خواهد شد. پژوهشی جدید نشان می‌دهد شیر‌دهی ناکافی مادران به طور میانگین موجب افت ۰٫۴۹ درصدی درآمد ناخالص ملی جهان خواهد شد. در این مورد کشور‌های ثروتمند‌تر ضرر بیشتری را متحمل خواهند شد. فرانسه به دلیل درآمد بالا ولی نرخ شیر‌دهی پایین مادران افتی ۰٫۸ درصدی را تجربه خواهد کرد در حالی که بو‌تان تنها ۰٫۰۱ درآمد ملی خود را از دست خواهد داد.

آهن نقش مهمی در بسیاری از فرآیند‌های بیولوژیک بدن ایفا می‌کند و از طریق بهبود فعالیت فیزیکی و ظرفیت ذهنی انسان، بر دستاورد‌‌های اقتصادی نیز تاثیر‌گذار است. آهن موجود در هموگلوبین خون برای انتقال اکسیژن در کل بدن مورد نیاز است و افرادی که با کم خونی درگیرند نمی‌توانند برای مدت طولانی با بالا‌ترین توان خود عمل کنند. این بدان معناست که کم‌خونی در بزرگسالان موجب کاهش بهره‌وری و در نتیجه کاهش درآمد فرد می‌شود. از سوی دیگر آهن برای رشد مغز نیز مفید است. مطالعات مختلف نشان می‌دهد کودکان بسیار کوچک دچار کم‌خونی (کمتر از دو سال) کمتر قادر به تعامل با محیط بوده و در نتیجه توانایی آنها در یادگیری محدود خواهد شد. محدودیت در رشد مهارت‌های شناختی در دوران کودکی در آینده کودک تاثیر بسزایی خواهد داشت و موجب عقب افتادگی او نسبت به هم سن و سال‌هایش می‌شود. پژوهش‌ها نشان می‌دهد کم خونی در اوایل کودکی موجب کاهش هشت واحدی IQ خواهد شد. بر اساس برآورد تحقیقی دیگر، ضرر اقتصادی در صورت باقی‌ماندن سطح فعلی کم خونی در ۱۰ کشور با سطح بالای کم‌خونی نشان می‌دهد اقتصاد این کشور‌ها با افت ۰٫۸ درصدی GDP مواجه خواهد شد.

منبع : تجارت فردا

http://55online.ir/news

هدف از راه اندازی سایت اقتصادی ایران بررسی مسائل ومعضلات اقتصادی ایران وارائه راهکارهای مناسب می باشد . به امید روزی که شاهد جامعه ای شاداب وبا رونق وشکوفائی اقتصادی باشیم برای همگان بویژه بازدید کنندگان این سایت اقتصادی سلامتی ونیکبختی آرزو می نمایم. با تشکر مدیر و مسئول سایت اقتصادی ایران: محمدرضا عادلی مسبب کودهی

لطفا دیدگاه خود را ثبت کنید

استفاده ازمطالب پایگاه خبری - تحلیلی - آموزشی سایت اقتصادی ایران با ذکرمنبع بلامانع است. مدیرومسئول سایت اقتصادی ایران: محمدرضا عادلی مسبب کودهی